تبليغاتX
یادداشت های یک کنکوری
مامان و بابا های عزیز،

می دونین تو این دوران آدم چه حس بدی داره ؟نمی دونید دیگه،اگه میدونستین وقتی آدم بعد از یه هفته میشینه پای تلویزیون، با گفتن جملات:"پشتیبانت زنگ زد"،"تست های دیفرانسیلتو زدی؟"،"فلانی ترازش چند شد این آزمون؟"،"هیچکس الان تلویزیون نگاه نمی کنه"و هزاران جمله زیبا و سرشار از احساس دیگه لذت زنگ تفریح رو واسه بچتون دو چندان نمی کردید!!!!

اگه می دونستین که خرخون کلاسو هی تو سر آدم نمی کوبیدید

اگه می دونستین که درک می کردین که گاهی آدم به ۷ ساعت خواب احتیاج داره

اگه می دونستین که درک می کردین که درس های کلاس ها و مدرسه نگذاشت با برنامه کانون پیش بریم و پیشرفت کنیم!!!!!!!!!!

اگه می دونستین که درک می کردین گاهی موسیقی به آدم آرامش میده نه گل گاو زبون و فندق پودر شده.

اگه می دونستین که درک می کردین............

در قسمت نظرات این جمله رو کامل کنید تا من تو یه پست جدید بذارمشون.قشنگ خودتونو خالی کنید.

حق یارتون

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 0:40 توسط حامد |

سلام

امیدوارم که حالتون خوب باشه و تا کنکور منو تحمل کنید

البته اگه خودم تا اون موقع بی خیال نشم که اینم بستگی به حضور و نظرات شما داره

احتمالا وبلاگ هفته ای یه بار آپدیت بشه

تو این وبلاگ میخوام خاطرات یه کنکوریو بنویسم تا هم حرف هم سن و سالامو زده باشم و هم به بقیه نشون بدم که این تب کنکور چیه و با این جوانان به قول عادل چه می کنه!

چون مطالب با عجله تایپ و بارگذاری میشن امکان هرگونه خطا و غلط هست که به بزرگی خودتون ببخشید.

واسه نظراتتون احترام زیادی قائلم،پس شما هم تو نظراتتون بگین کم و کاست های وبلاگ رو

حق یارتون

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 0:5 توسط حامد |